X
تبلیغات
fatemeh ss

fatemeh ss
ﺍﮔﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﻮﺭﺩﯼ ﺩﺳﺖ ﮐﻢ ﭼﯿﺰﯾﺮﺍ ﺍﺯ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺮﺩﺍﺭ
لینک دوستان


کیم هیون جونگ در مصاحبه با مجله Woman Joongang شماره مربوط به ماه اکتبر درباره رابطه اش با

  یون ساما ( په یونگ جون ) چنین می گوید :

  " صادقانه بگویم اولین باری که او را ملاقات کردم ، عصبی بودم . وقتی از ماشین پیاده می شد احساس -

  - می کردم جایگاه او کاملا قدرتمندانه است طوریکه به نظرم آمد به نیمه خدایی چون زئوس می نگرم .

او اهل خودنمایی و فخرفروشی نیست اما من احساس می کردم مرعوب نام او  Yonsama شده ام .

  وقتی کلماتی بین ما رد و بدل شد به خودم گفتم آه او هم انسانی مثل خودم است ! و حالا من به او

  مثل برادری بزرگتر که در همسایگی ام زندگی می کند ، می نگرم . به عبارت دیگر برخلاف انتظار من

  په یونگ جون آدمی است آسان گیر نسبت به همه چیز  . او اسم مستعاری که رسانه ها بر او نهاده اند

  (یون ساما) دوست ندارد تاجاییکه هرگاه دوستانش در تماس تلفنی با او می گویند : سلام ، یون ساما !

  با حالتی جدی از آنها می خواهد او را با نام واقعیش صدا کنند . من در رابطه ام با او آنقدر راحتم که او را

  برادر بزرگ ( Yong joon hyung ) صدا می کنم . ما ساعتها باهم درباره مسائل و مشکلاتمان صحبت -

  - می کنیم . بعضی اوقات هم در هنگام نوشیدن ، از دیدن دختران زیبا هیجان زده می شویم ! و شبیه

  بقیه مردان از دوست دخترهایمان با هم حرف می زنیم .

  په یونگ جون هرگز سعی نمی کند درباره جزییات کاری مرا راهنمایی کند و تذکر بدهد ، بلکه من با دیدن

 نحوه انجام کارهایش آنچه را لازم است ، می آموزم . 

  او در مدیریت رفتار شخصی و اجتماعی بسیار خوب عمل می کند به گونه ای که تابحال نقطه ضعفی

  از خود به دیگران نشان نداده است . من همیشه سعی می کنم از رفتارهای او الگو بگیرم .

  براساس شخصیت او من فکر میکنم لقب یون سامای کوچک که به من داده اند خیلی مبالغه آمیز باشد .

  من هرگز طرفداران ژاپنی را بیرون از مراسم های رسمی ملاقات نکرده ام ، بنابراین از میزان محبوبیت خود

  آگاه نیستم اما اگر از من بپرسید چرا طرفداران مرا دوست دارند،می گویم : چون من جذاب هستم ! "

هم سن بابای منه اونوقت از خودم جون تر میزنه 



 

 


موضوعات مرتبط: بیو گرافی ها
برچسب‌ها: کیم هیون جون , پسران فراتر از گل
[ پنجشنبه بیستم آبان 1389 ] [ 11:5 ] [ fatemeh ]
درباره وبلاگ

ﺳﻼﻡ ﻣﻦ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺻﻴﺎﺩﻯ ﺍﻡ .ﺗﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﻭﺑﻼﮒ ﻫﺮﭼﯿﺰ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﯾﻦ ~ﯾﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪﺍﮔﺮ ﻫﻢ ﭼﯿﺰﯼ ﺧﻮﺍﺳﺘﯿﺪ ﺑﮕﯿﺪ ﺗﺎ ﺑﺮﺍ ﺗﻮ ﻥ ﺑﺰﺍ ﺭﻡ . ﻧﻈﺮ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﺸﻪ . ﻋﺎﺷﻘﺘﻮﻧﻢ ﺑﻪ ﻭﺏ ﻣﻦ ﺧﻮﺵ ﺍﻭﻣﺪﯾﺪ.
$
$
$
$
$

ﻳﮏ ﺷﺒﯽ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﻧﻤﺎﺯﺵ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ

ﺑﯽ ﻭﺿﻮ ﺩﺭ ﮐﻮﭼﻪ ﯼ ﻟﻴﻼ ﻧﺸﺴﺖ.

ﻋﺸﻖ ﺁﻥ ﺷﺐ ﻣﺴﺖ ﻣﺴﺘﺶ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ

ﻓﺎﺭﻍ ﺍﺯ ﺟﻤﻊ ﻋﺎﻻﺳﺘﺶ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ.

ﮔﻔﺖ ﻳﺎ ﺭﺏ ﺍﺯ ﭼﻪ ﺧﺎﺭﻡ ﮐﺮﺩﯼ

ﺑﺮ ﺳﻠﻴﺐ ﻋﺸﻖ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﺮﺩﯼ….

ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﺯﻳﻦ ﻋﺸﻖ

ﺩﻝ ﺧﻮﻧﻢ ﻧﮑﻦ

…ﻣﻦ ﮐﻪ ﻣﺠﻨﻮﻧﻢ

ﺗﻮ ﻣﺠﻨﻮﻧﻢ ﻧﮑﻦ….

ﻣﺮﺩ ﺍﻳﻦ ﺑﺎﺯﻳﭽﻪ ﺩﻳﮕﺮ ﻧﻴﺴﺘﻢ…

ﺍﻳﻦ ﺗﻮ ﻟﻴﻼ ﺍﯼ ﺗﻮ ،… ﻣﻦ ﻧﻴﺴﺘﻢ.

ﮔﻔﺖ ﺍﯼ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ

ﻟﻴﻼ ﯾﺖ ﻣﻨﻢ

…ﺩﺭ ﺭﮔﺖ ~ﻧﻬﺎﻥ ﻭ ~ﻳﺪﺍﻳﺖ ﻣﻨﻢ.…

ﺳﺎﻝ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺟﻮﺭ ﻟﻴﻼ ﺳﺎﺧﺘﯽ
…
ﻣﻦ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﻧﺸﻨﺎﺧﺘﯽ.